Posts Tagged عکس

فیس بوک چیست؟ Facebook

قبل نوشت: عزیزانی که با فیس‌بوک کار کرده‌اند این نوشته را مطالعه نکنند که جز هدر دادن زمان کاری نکرده‌اند، قرار است به ساده‌ترین شکل فیس‌بوک تعریف شود.

درود
حتما نام Facebook را شنیده‌اید و یا شاید در آن کاربری هم ایجاد کرده‌اید اما سر از کارش در نیاورده‌اید!؟
شاید هم سوالی در ذهنتان باشید، سوالی شبیه این که «فیس بوک چه چیزی دارد که آن را تا این حد معروف ساخته؟»

کمی در مورد فیس‌بوک:
فیس‌بوک یک پلتفرم است. (ببخشید قرار بود ساده بنویسم!)
فیس بوک زندگی است! از کارهای یک شبکه اجتماعی تا کار روی پروژه‌های اینترنتی و … در آن امکان‌پذیر است.
شما در فیس‌بوک دارای یک صفحه شخصی هستید. می‌توانید گروه تاسیس کنید و یا در گروه‌های دیگر عضو شوید. می‌توانید برای خودتان آلبوم عکس بسازید آن هم بدون هیچ محدودیتی!
می‌توانید دوستانتان را انتخاب کنید و به لیست دوستانتان اضافه کنید.
می‌توانید برای یک هنرمند یا یک وبسایت و یا وبلاگ خودتان و شاید هم برای کالایی که تولید می‌کنید صفحه مجزا طراحی کنید تا دیگران و یا بهتر است بگوییم طرفداران (خریداران) هم در آن صفحات ثبت شوند و پیشنهاد و انتقاد و…
و بسیاری امور دیگر که کمابیش در سایت‌های دیگر هم دیده می‌شود.
خوب تا اینجا که چندان نوآوری در آن دیده نمی‌شود، پس چه چیزی فیس‌بوک را انقلابی تا این حد ساخته است؟
آیا جمع‌آوری بسیاری امکانات در یک مکان؟
– خیر!

فیس‌بوک یک پلتفرم است! (ببخشید دوباره رفتم به فاز مزیدی!)
وجه تمایز فیس بوک با دیگر سایت‌ها در اپلیکیشن‌هایی است که شما می‌توانید از آنها استفاده نمایید. یعنی برنامه‌های کوچکی که توسط دیگران ساخته شده و شما می‌توانید آنها را روی صفحه خود نصب کنید و یا آنها را از صفحه خود پاک و یا مدیریت کنید. (فعلا استفاده کنید تا بعدها خودتان هم بسازید.)
این یعنی چه؟ یعنی ارتباطی بین فیس‌بوک شما و هرآنچه شما نیاز دارید. برای مثال اپلیکیشنی برای نمایش مطالب وبلاگ شما در صفحه‌تان و یا نمایش هرآنچه به نظرتان می‌آید. اپلیکیشنی برای لیست کردن آخرین موزیک‌هایی که گوش داده‌اید و یا در حال گوش دادن هستید. اپلیکیشن‌های بازی، آرایش، ارتباط با هاست شما برای نمایش فایل‌های مورد نظر و یا چه بهتر که از طریق فیس‌بوک فایل‌ها را آپلود کنید.
و از تاثیرگذارترین اپلیکیشن‌ها، اپلیکیشن‌های کمک‌های مردمی به منظورهای بشردوستانه است.
خلاصه اینکه شما می‌توانید از فیس بوک (Facebook) مانند کامپیوتر شخصی خودتان استفاده کنید. برنامه‌هایی روی آن نصب کنید و یا آنها را از روی سیستم خودتان پاک کنید. عکس‌ها را ویرایش کنید، موزیک گوش دهید و ویدئو ببینید؛ فایل ارسال کنید؛ بازی کنید؛ کمک کنید؛ در گروه‌ها عضو شوید؛ از اشتراکات دیگران استفاده کنید؛ دوست جدید پیدا کنید؛ از گروه‌های بشردوستانه حمایت کنید؛ حمایت مالی از گروهی انجام دهید؛ فال بگیرید؛ قرآن بخوانید؛ برنامه اذان درست کنید؛ ایده‌هایتان را روی اینترنت بیاورید …

این هم خلاصه‌ای از امکانات و مزایای Facebook
راستی شما خبردارید چه اشخاص معروفی در فیس بوک حضور دارند؟ می‌دانید بسیاری از هنرمندان، مجری‌های شبکه‌های مختلف، روزنامه‌نگاران، خوانندگان و بازیگران، سیاسیون و … در فیس‌بوک صفحه شخصی دارند و شما می‌توانید آنها را به عنوان یک دوست به دوستانتان اضافه کنید؟

کار با فیس‌بوک گرچه بسیار آسان است اما برای شروع باید تمرین بیشتری انجام داد تا با حال و هوای آن آشنایی بیشتر پیدا کنید.
امیدوارم شما را در فیس‌بوک ببینم.

+ صفحه اصلی فیس‌بوک
+ صفحه شخصی من در فیس‌بوک
+ گروه عکس‌های خنده‌دار در فیس‌بوک

پ.ن: اگر فیس‌ بوک برای شما مسدود است راه‌های زیادی برای مقابله با آن وجود دارد! استفاده از نرم‌افزار کم‌حجم و یا استفاده از افزونه فایرفاکس که البته باید از استفاده‌کنندگان فایرفاکس باشید.

Advertisements

Comments (23)

گالری عکس بزغاله

رئیس جمهور سطح فهم مخالفان خود را کمتر از بزغاله دانست.
چرا اینها حق بددهنی و … را دارند اما اگر کسی گل بالاتر به آنها گفت …

.
.
.

 

!
به همین زودی یادت رفت!؟

!
من به سن رای نرسیده بودم ولی کلی تبلیغ کرده بودم!

!
جواب خوبی را اینطور نمی دهند!

!
بزار برم حالشو بگیرم! این دفه هیچکدوممون بهت رای نمی دیم!

Comments (19)

اشتباه تایپی یا بی سوادی؟

درود

سایت ها و وبلاگ های با آمار بازدید بالا همیشه باید مراقب نوشته ها و کلمات استفاده شده در سایت باشند.
سایت جاست پرشین که سایت خوبی برای آماتورها می باشد(!) در صفحه خطا برای نشان دادن اشتباه شما در نوشتن نام کاربری یا رمز عبور چنین نوشته است:

Comments (8)

عربا "پ" ندارن!

من موبایل دوربین دار ندارم شیما که داره! شم نخبگیش هم بهش کمک کرده و یک سوژه جالب پیدا کرده. (البته خود من بودم این مورد رو نمی دیدم، پس باید به تیزهوشی شیما آفرین گفت.)

یکی از هتل های بین المللی ( البته ادعای بین المللی بودن داره) در نوشتن نام هتل به زبان عربی گاف جالبی داده!
البته این نکته فراموش نشود که استفاده از کلمات انگلیسی در تابلوها و بیلبوردها ممنوع شده، ولی عربی …

عکس را ببینید:

یادمه توی 3 سال راهنمایی و 3 سال متوسطه که عربی می زدن توی سرمون هیچ وقت حرف «پ» را در کلمات تازی ندیدم، ولی توی این عکس اسم هتل پردیس به عربی اینطور نوشته شده: «فندق الپردیس»

دلایل: یکی اینکه سواد مسئولین یک هتل بین المللی ایرانی در همین حد است!؟
دوم اینکه هر هتلی در ایران به همین راحتی می تونه بین المللی بشه!؟
سوم اینکه اینها انقدر فارسی و عربی را با هم مخلوط کردند که پارس و عرب یکی شده و عربا هم «پ» دار شدند!؟

به امید راهیابی «گ چ ژ» به زبان عربی و همسایه شدن با «پ»

پ.ن: از شیما عزیز ممنونم که اجازه دادند این مطلب را بنویسم. مطلب خود شیما را اینجا بخوانید. اسم شهر و آدرس را هم از ایشان گرفتم ولی همینجوری گفتم بهتره ننویسم. (متن شیما با نوشته من تفاوت داره پس حتما آن بلاگ رو هم از اینجا بخوانید.)

Comments (43)

موبایلم دوربین نداره …!

درود

تاکنون شده انتخابی کنید، از انتخابتان هم راضی باشید اما با گذشت زمان از انتخابتان پشیمان شوید؟ این اتفاق برای من افتاد. حقیقتش من فکر نمی کردم بخواهم از ایده های مالیخولیایی خودم وبلاگنویسی کنم به خاطر همین اولویت خرید موبایل به کارایی آن بستگی داشت نه دوربین آن!
شاید کمی خنده دار باشد ولی من موبایلی احتیاج داشتم که ضد ضربه باشد!! اما در چند هفته اخیر احساس کمبود دوربین خیلی اذیتم کرد. عجب سوژه های نابی از دستمان پرید!

به خاطر همین توصیه می کنم کسانی که دوست دارند وبلاگ نویسی را شروع کنند یا وبلاگ نویسانی که به هر دلیل قرار هست موبایل جدید خریداری کنند، حتما تلفن همراهشان مجهز به دوربین باشد. (البته اگر قوانینی شبیه به قوانین عربستان وضع نشود)

سوژه هایی که مجبورم به جای نشان دادن عکس، توضیحشان دهم:

1. (زیر 18 سال بپرد به شماره 2 !) یک خانمی را دیدم که از تاکسی پیاده شدند و یک مانتو چرم (شاید هم شبیه به چرم) پوشیده بودند که پشت مانتو یک علامت بزرگ و با کیفیت و تابلو «فاک» هک شده بود! (نوشته نبودا! خود علامتش بود!) (البته دیدن چهره آقاپسرها در این صحنه جالب تر از طرح مانتو بود!!)

2. هفته دفاع مقدس هم به پایان رسید. اداره ها و سازمان ها هم در این ایام به صورت سمبلیک سنگر کوچکی درست می کنند و آن را با پرچم های مختلف تزئین می کنند. یکی از سنگرهایی که من دیدم با آجر پاره هایی که از ساختمان کناری آورده شده بود ساخته بودند و روی آن را با 3 پرچم ایران پوشانده بودند. پرچم اول آنقدر آفتاب خورده بود که رنگ و رو نداشت، پرچم دوم هم احتمالا از بین همین آجرپاره ها پیدا شده! ، و خوشکل ترین پرچم هم پرچم سوم بود که تا جایی که می شد تشخیص داد از تعمیرگاه مکانیکی آورده بودند! جای تاسف بود (هست و با این وضعیت خواهد بود) که ادارات دولتی ما هم پرچم سالم و تمیز نداشته باشند.

3. معمولا برای ورود به بیمارستان و دیدن بیماران باید در زمان خاصی حاضر شد. اما چند نفر که لباس محلی پوشیده بودند بسیار تلاش می کردند تا نگهبان بیمارستان را راضی کنند و وارد بیمارستان شوند. بعد از چند دقیقه تلاش بالاخره به کناری رفتند ، اما کار عجیبشان این بود که روی دیوار بیمارستان را نگاه می کردند و بالاخره جایی که ورود از آنجا آسان تر بود را پیدا کردند و هر چهار نفر آنها وارد بیمارستان شدند!

4. (فقط برای تفریح و سرگرمی بیان می کنم. لطفا به کسی برنخورد) در اصفهان یک گربه بسیار چاق دیدم! فقط مشکل بود ازشون بپرسم از کجا آوردی که اینقدر خوردی!!!

5. (این شماره خوانده نشود!) در گیر و دار بی بنزینی و البته پیاده روی برای سلامت جسمی یک فروند خودرو ملی به کناره سمت راست خیابان برای پارک اتومبیل آمد و درست روبروی یک کوچه ایستاد. با خودم گفتم شاید زیاد مهارت نداشته که از خودرو پارک شده پشت سر فاصله زیادی گرفته و الان با یک دنده عقب ناقابل پارکش کامل خواهد شد. با نهایت تعجب دیدم این راننده گرامی (که پشت سر اتومبیلشان جای دو خودرو دیگر بود) همانجا از ماشین پیاده شدند و به سمت فروشگاه حرکت کردند. (جیک جیک! – صدای دزدگیرشون بود!) (حالا چرا گفتم خوانده نشود؟ نخست اینکه شماهایی که به حرف های من توجه نمی کنید را بشناسم! و دوم اینکه این راننده عزیز خانم بودند 😀 )

Comments (14)