Posts Tagged دادگاه

بخشش بعد از اجرای اعدام

بعضی اوقات از اینکه در ایران زندگی می‌کنم، احساس ترس عجیبی دارم!
چند هفته پیش با خانمی هم صحبت شدم که فهمیدم از کارمندان دادگستری می‌باشند. صحبت‌ها وارد بحث دادگاه‌های ایران شد که این خانم هم چندتا از ناهماهنگی‌های دادگستری را برایم تعریف کردند.

من دوتا از این اتفاقات را که مربوط به حکم اعدام است را برای شما بازگو می کنم:
«سه ماه قبل برای متهمی حکم اعدام بریدند که بعد از ارسال به تجدیدنظر هم حکم تغییری نکرد، صبح روز اعدام بعد از چند ساعت که از اجرای حکم گذشته بود نامه‌ای از طرف رئیس قوه (آیت‌الله شاهرودی) رسید که متهم بخشیده شده است!»

و یک اتفاق دیگر:
«دو-سه سالی است که از اجرای حکم اعدام آقایی می‌گذرد، اما هنوز از تهران نامه ارسال می‌شود که فلانی را برای بازپرسی به تهران بفرستید!!»

نمی‌دانم جوابگوی این اتفاقات کیست؟ این که کسی را به این راحتی اعدام کنند و بعد متوجه شوند که اشتباه شده یا هنوز اطلاعات کافی نبوده و یا حکم بخشیده شده!

Comments (12)

مهرش حلال، جانش آزاد

به زني كه بعد از چهار سال زندگي مشترك ، به مدت يك سال از پله هاي دادگاه بالا و پايين رفت و با دو وكيل كله گنده نتوانست شوهرش را به پرداخت مهريه كه حق قانوني اش بود محكوم كند و بعد از اينكه توسط شوهرش تهديد هم شد كه اگر توافقي جدا نشود بد بلايي سرش مي آورد ، چه مي توان گفت ؟

چه مي توان گفت وقتي ميان گريه و خنده خبر ميدهد كه بالاخره مهرش را حلال و جانش را آزاد كرد ؟ و دنبال كار مي گردد تا بتواند قرضهايي كه كرده براي هزينه دادگاه و وكيل را پرداخت كند و ديگر نمي تواند شهريه دانشگاهش را بدهد و مجبور است انصراف دهد از تحصيل ؟

چه بايد گفت به زني كه بهترين سالهاي زندگي اش را به پاي مردي گذاشت و هر بلايي بر سرش آورد خم به ابرو نياورد و تحمل كرد به اين اميد كه شوهرش با او نرم شود و چشم هرزه اش را از زنهاي ديگر بردارد و به او به چشم يك انسان نگاه كند نه كنيز و كلفت خانه اش ؟

خيلي متاسفم ! هيچ كاري نتوانستم برايش بكنم . تنها شاهد خرد شدن آرامش بودم.

نمي دانستم كه چه بايد بگويم تبريك يا تسليت ؟؟؟

منبع: وبلاگ ذهن خاکستری

Comments (5)