Archive for دانشگاه

امام زمان حرفش را پس گرفت

قبل نوشت: اول از همه بگم که این نوشته یک نوشته سیاسی است و مربوط به حاکمان ایران نه امام زمان. این رو گفتم که مثل نوشته «سامی یوسف شیطان پرست است؟» بعضی از پشمالوهای قم که مطالب را نمی‌خوانند دادوهوار راه نندازند. (جالبه اسم و ایمیل اشتباهی می‌دادند، غافل از اینکه از آی پی هاشون میشه فهمید که از قم تشریف آوردن!!)

خوب!
درود بر مردم همیشه در صحنه!
از لایه‌های بالای آسمان خبری ارسال شد مبنی بر اینکه امضای امام زمان بر روی جاهای بدبد  (به قول نیک آهنگ) نمایندگان مجلس قبل، جعلی بوده است! البته ما نفهمیدیم جنتی که با امام زمان معاشرت دارد پس چطور نفهمید این امضاها جعلی هستند و خبر را اعلام کرد؟ البته امسال تصدیق صلاحیت‌ها با تدابیر شدید امنیتی انجام می‌شود، حتی تایید صلاحیت هم هفت خان شده و باید بعد از مرحله اول منتظر مراحل بعد باشند!!
از طرفی برای حفظ آرامش مردم شهیدپرور آقای وزیز در اقدامی همیشگی، کلامی را به مردم خوراندند که به نفعشان بود و اعلام کردند: «10٪ رد صلاحیت شده‌اند که باز هم می‌توانند اعتراض بفرمایند! و تایید گردانیده گردند!» احتمالا منظور آقای وزیر 10٪ تایید صلاحیت بوده است…
در این جا بود که خبرنگار آنی‌پرس به یاد دوران بگیر و ببند قبل از انقلاب پر شور حسینی افتاد ولی جرات نطق کشی نکرد و چیزی نگفت!

در آخر خدابیامرزد دانشجویی که گفتند خودش را خودکشی کرده!

پ.ن1: یکی از دوستام لطف کردند و بعد از عمری با یک «اس ام ان اس» !! حالی از ما پرسیدند:
«وزارت کشور از مردم شهیدپرور و همیشه در صحنه ایران اسلامی خواست با توجه به دانشجویانی که خودکشی می‌شوند، و با توجه به قطع گاز در زمستان، قطع آب و برق در تابستان و قطعی نفت و بنزین در تمامی فصول سال و نرخ 17.5درصدی تورم با شرکت در انتخابات مجلس خریت خود را به جهانیان ثابت کنند!
پ.ن2: از آن‌همه رد صلاحیت فعلا مجید افشاری از خان اول گذر کرده و درحال پای گذاشتن به خان دوم است.
پ.ن3: این متن بالا کلی سانسور شده است!

Advertisements

Comments (9)

سیستم یکپارچه آموزشی در ایران!

کجایند آنان که حنجره‌شان پاره شد بس فریاد کشیدند که سیستم آموزشی ایران رو به فناست؟ چشمهایتان را باز کنید. چرا سیستم آموزشی را زیر سوال بردید تا بالاخره وزیر فهیم مجبور به استعفا شد؟ سیستم آموزشی ایران در دنیا تک است! یکپارچه‌ترین سیستم آموزشی را ایران دارد. دقت کنید، در شمال ایران برف و طوفان است اما دانشگاه‌های جنوب ایران هم تعطیلند! به این می‌گویند سیستم آموزشی یکپارچه!Nerd

Comments (6)

روز دانشجو

دستاویز بیگانه!
آشوبگر!
ناآگاه فریب خورده!
ای مخل امنیت اجتماع!
شرور!
جاسوس!
اوباش!
دانشجو!
روزت مبارک!!

پ.ن: این پیامک (پیام، پیام کوتاه، SMS) از طرف یکی از بهترین دوستانم به دستم رسید!

Comments (35)

دانشجویان دانشگاه علم و صنعت چه می‌گویند؟

خبرهای مختلفی در مورد حضور احمدی‌نژاد در دانشگاه علم و صنعت در خبرگزاری‌های مختلف دیدیم و شنیدیم اما این وسط خواندن مطالب و نوشته‌های خود دانشجویان مزه خوبی میده! خوب، اینبار طوری برنامه‌ریزی شده بود که اتفاقات دانشگاه امیرکبیر رخ نده و …

وبلاگ MicroDump (که در مورد آی تی می‌نویسند!) در مطلبی گزارش کامل خودشان را از اتفاقاتی که خودشان هم شاهدش بودند نوشته‌اند. پیوند سایت‌ها و عکس‌های مختلفی هم در این مطلب وجود دارد که خواندنش خالی از لطف نیست.

نوید هم در یک مطلب جداگانه و طنزآلود (!) اشاره‌هایی به حضور بسیجیان همیشه فعال در این سخنرانی کرده که حتما مطالعه بفرمایید.

خوب خدا را شکر احمدی‌نژاد جایی سخنرانی کرد و اتفاق زیاد خاصی نیفتاد! معمولا رسم بود یا آتش‌سوزی می‌شد!! یا معجزه‌ای رخ می داد! یا …

پ.ن: امان از دست امتحانات میان ترم!

Comments (14)

سهمیه بندی استفاده از اینترنت

پس از سهمیه بندی بنزین و به مدت کوتاهی سهمیه بندی ازدواج موقت!! نوبت به سهمیه بندی استفاده از اینترنت رسید.

من دو خط ADSL داشتم، یکی توی خانه که اصفهان است و یکی هم در خوابگاه دانشگاه (البته کاملا شخصی است) یعنی من در هر دو صورت به راحتی به اینترنت دسترسی دارم. البته جنبه سرعت و پهنای باند بماند!

امروز از طرف شرکتی که پهنای باند برای خوابگاهم گرفتم با من تماس گرفتند. به هیچ عنوان فکر نمی کردم که قرار بر اینه که پورت از من گرفته شود!

 

مکالمه ما:

 

– من: بفرمائید؟

– شرکت: سلام خانم دانشور

(من زود شناختمشون) – من: سلام جناب … خوب هستید؟ ببخشید این چند هفته امتحان و مشغله زندگی! وقتی نگذاشت برای پرداخت بدهی

– شرکت: اختیار دارید، برای این موضوع تماس نگرفته ام. خواستم بگم می تونید تا 15 روز پورتتون را به ما بدهید؟

– من: من فردا پس فردا دوباره میام، احتیاج دارم. مگه اتفاقی افتاده؟

– شرکت: نه، ما پورت کم آوردیم. یک شرکت هم هست که خیلی عجله داره که تا اول مهر بهشون خط بدیم.

– من: آخه من هم احتیاج دارم، فرمودید تا کی؟

– شرکت: 15 روز، اگر این لطف را بکنید ما 15 روز بهتون پهنای باند مجانی میدیم!

– من: آخه مساله این نیست، بازم بابت دیرکردم معذرت میخوام.

– شرکت: شما بزرگوارید، ما به شما اطمینان داریم، عرض من فقط در مورد پورت هست. اگر لطف کنید تا 15 روز به ما اجازه تعدیل پورت را بدید ممنون میشم.

– من: چی بگم! چون شما احتیاج دارید من هم قبول می کنم.

– شرکت: خیلی ممنون. انشاالله کی ببینمتون؟

– من: من سی و یکم برمی گردم و سعی می کنم تا قبل از افطار بیام شرکت

– شرکت: بازم ممنونم، ببخشید مزاحم شدم. با من امری ندارید؟

– من: عرضی ندارم، خدانگهدار

 

 

هرچند تفاوت بین ADSL ایرانی! و اتصال تلفنی خیلی کم است اما برام خیلی سخته دوباره برگردم به همون وضع اولیه! من که نمی تونم با تلفن همیشه رو خط باشم. اینطور که بوش میاد استفادم از اینترنت با توسل به زور داره کمتر میشه. حالا که اینطور شد تعداد نوشته هام رو دوبرابر می کنم!

Comments (4)

اینترنت پرسرعت در دانشگاه های ایران!

داشتم اطلاعات وب سایت های دانشگاه ها را مرور می کردم به خبری در مورد اینترنت پرسرعت در دانشگاه های علمی کاربردی برخورد کردم. جالب اینجا بود که این خبر مربوط به یکی از دانشکده های شهرکرد می شد که اگر نگاهی به استان ها بیاندازیم می بینیم در استان های محروم قرار گرفته است.

کلی خوشحال بودم که هنوز دانشگاه ما اینترنت پرسرعت نداره! (حداقل بالای 1M) چقدر خوبه که به این دانشگاه خط دادند.

وارد خبر شدم دیدم به به!! این اینترنت پرسرعت از اون پرسرعت های ایران بوده که مسعود اینجا در موردش به زیبایی نوشتند!

نوشته بودند که: «این دانشگاه (اسم دانشگاه یادم نیست) به خطوط پرسرعت اینترنت ADSL با پهنای باند 64Kbps دسترسی دارد.» !!!

حسابی دپسردگی گرفتیم و بیخیالش شدیم.

اوه! یادم رفت اینو بگم، همین 64Kb خودش بین 10 نفر دیگه تقسیم میشه و اختصاصی نیست!

Comments (16)

وبلاگ‌نويسی از نوع درآمدزا

http://anahita.xm.com

قبض‌های همیشگی جریمه به خاطر پارک ماشین در محل توقف ممنوع حیاط دانشگاه میشائیل کندلر را سخت عصبانی کرده است. او در وبلاگش می‌نویسد: «قسم می‌خورم BSU بیشتر درآمدش را از طریق همین جریمه‌ها به دست می‌آورد و بعد هم آقایان راحت و بی‌خیال آن را چپ و راست خرج می‌کنند و اصلاً هم برایشان فرقی نمی‌کند که این پول از جیب چه کسانی تأمین شده است.»

منظور از BSU دانشگاه بال در شهر ایندیانای امریکاست؛ جایی که میشائیل در آن‌جا درس می‌خواند. از این دست انتقادها در وبلاگ‌های دانشجویان بسیار به چشم می‌خورد. اما مسؤولان دانشگاه به هیچ وجه با این صراحت لهجه‌ی دانشجویان در بیان نظرهاشان مخالفتی نداشته و از آن ناراحت نمی‌شوند. بلکه برعکس، مقامات دانشگاه وبلاگ میشائیل و بقیه دانشجویان را تحت دامین سایت دانشگاه قرار داده‌اند.  

نه تنها دانشگاه بال، بلکه بسیاری دیگر از دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی در امریکا فضایی را برای وبلاگ‌نویسی در اختیار دانشجویان قرار داده‌اند تا به این وسیله افرادی که خارج از دانشگاه هستند، به‌ویژه جوانان علاقه‌مند به ادامه‌ی تحصیل را تحت تأثیر جلوه‌های مختلف زندگی و تحصیل در دانشگاه خود قرار دهند و ضمن معرفی امتیازات و ویژگی‌هاشان، این افراد را به سوی خود جذب کنند.  

بعضی از دانشگاه‌ها حتی از این هم پیش‌تر رفته و به دانشجویان در ازای سهمی که در وبلاگ‌نویسی دارند، پول نیز پرداخت می‌کنند. البته نتیجه‌‌ی این تشویق‌ها الزاماً مثبت نبوده است. بعضی از وبلاگ‌ها خسته‌کننده‌اند در حالی که بعضی دیگر واقعاً جذاب و خواندنی‌اند. اما در هر صورت هدف یکی است: اکنون دیگر وقت آن است که تمام توجه نسل MySpace را به خود جلب کنیم.  

سث آلن، مسؤول بخش پذیرش کالج دیکینسون در پنسیلوانیا، دلیل راه‌اندازی وبلاگ‌ها را این‌گونه توضیح می‌دهد: «ما احساس کردیم وبلاگ‌نویسی دانشجویان با سیاست ما که همواره مبتنی بر شفاف عمل کردن است متناسب‌تر بوده و در ضمن گزارش دانشجویان مشغول به تحصیل از زندگی روزمره‌ی خود در دانشگاه برای دانشجویان آتی قابل اطمینان‌تر است.»  

در حالی که کالج دیکینسون پست‌های وبلاگ‌ها را قبل از انتشار در اینترنت کنترل می‌کند، دانشگاه بال اصراری بر این کار ندارد. نانسی پراتر، کارمند بخش آنلاین دانشگاه بال، می‌گوید: «کنترل پست‌ها برخلاف فلسفه‌ی وجودی وبلاگ‌نویسی است. اگر مطلبی خلاف واقع در وبلاگ‌ها نوشته شود، خوانندگان خود با مقایسه‌ی آن مطالب با کامنت‌ها یا توضیحاتی که دیگران در شبکه‌هایی مثل MySpace یا Facebook می‌نویسند، به ناصواب بودن آن پی خواهند برد.  

برمک نصیریان، عضو اتحادیه کارمندان بخش پذیرش و ثبت‌نام، نیز می‌گوید: «وبلاگ‌ها گام بعدی در توسعه فرایند جلب دانشجو هستند.» او ادامه می‌دهد: «دانشگاه‌ها برای به دام انداختن دانشجویان به نحو سنتی از بروشورهای قطور و پر زرق و برق و نیز از وب‌سایت‌های مملو از اطلاعات استفاده می‌کنند. اما اکنون دیگر دوره وبلاگ‌های سانسورنشده است. این وبلاگ‌ها زندگی در دانشگاه را از تمام زوایا به نمایش می‌گذارند، از غذا خوردن در ناهارخوری دانشگاه گرفته تا صعود از صخره در سالن ورزش.»  

استفانی جی‌یر، از مرکز مشاوره تحصیلی نوئل لویتز، معتقد است: «بهترین این وبلاگ‌ها آن‌هایی هستند که همه‌چیز را تمام و کمال شرح می‌دهند. صادق‌اند، به‌راحتی با دیگران ارتباط برقرار می‌کنند و در پشت نوشته‌های آن‌ها می‌توان هویت و شخصیتی واقعی را تشخیص داد.»  

برای مؤسسه‌ی تکنولوژی ماساچوست (MIT) اما امکان کامنت‌نویسی و پاسخ‌گویی در وبلاگ‌ها از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. بن جونس، از اداره‌ی پذیرش MIT در این مورد می‌گوید: «وقتی خواننده‌ای سؤالی را در این وبلاگ‌ها از دانشجویان می‌پرسد، حتماً پاسخ سؤالش را دریافت می‌کند.» به این وسیله داوطلبان تحصیل می‌توانند سؤالاتی را در مورد دانشگاه مطرح کنند که احتمالاً دیگران از آن غافل بوده‌اند. جونس می‌گوید: «تا به امروز در مجموع برای بیش از 28هزار پست وبلاگی تنها 50 کامنت نامناسب تشخیص داده شده و حذف گردیده است.»  

در MIT در حال حاضر 15 دانشجو وبلاگ می‌نویسند. در ابتدای کار از پرداخت خبری نبود. اما اکنون که جونس شخصاً دیده است که دانشجویان چقدر وقت و انرژی صرف می‌کنند تا نکات منفی و مثبت دانشگاه را به دقت به رشته‌ی تحریر در بیاورند، ترتیبی داده است تا هفته‌ای 40 دلار به آن‌ها پرداخت شود.  

بر اساس تحقیقی که شرکت نوئل لویتز انجام داده است، داوطلبان ورود به دانشگاه علاقه‌ی ویژه‌ای به وبلاگ‌های مراکز آموزشی دارند. آمارگیرهای وبلاگ‌های MIT روزانه حدود 5هزار بازدید و 15هزار تا 20هزار نمایش صفحه را ثبت می‌کنند. نکته‌ی بسیار مهم و جالب توجه، میزان وسیع اثرگذاری و حوزه‌ی گسترده‌ی نفوذ وبلاگ‌ها بر کسانی است که درصدد یافتن دانشگاهی مناسب برای ادامه‌ی تحصیل هستند. دانشجویان جدید اظهار داشته‌اند که وبلاگ‌ها سومین عامل تعیین‌کننده در فرایند تصمیم‌گیری آن‌ها برای ورود به دانشگاه مورد انتخابشان بوده‌اند.  

منبع: اشپيگل.

 

Comments (1)

Older Posts »