<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:georss="http://www.georss.org/georss" xmlns:geo="http://www.w3.org/2003/01/geo/wgs84_pos#" xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها در: بهانه&#8204;ای برای توقیف &#8211; بهانه&#8204;ای برای فیلتر</title>
	<atom:link href="http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/</link>
	<description>دل نوشته های یک دختر ایرانی</description>
	<lastBuildDate>Tue, 29 Jan 2008 13:25:03 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: حسین</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1471</link>
		<dc:creator>حسین</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Jan 2008 20:49:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1471</guid>
		<description>منم بادوست خوبم بابک موافقم
مگه این بابا به غیر از تعریف و تمجید ,که ادم یه حال دیگه میشه چه کاری بلده؟
اصلا برید تو بلاگش که اول نظرها کنترل میشه نظر بذارید هرچی میتونید براش هورا بکشید
دست از سر ما هم بردارید چون دیگه مویی نمونده . حاج اقا</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>منم بادوست خوبم بابک موافقم<br />
مگه این بابا به غیر از تعریف و تمجید ,که ادم یه حال دیگه میشه چه کاری بلده؟<br />
اصلا برید تو بلاگش که اول نظرها کنترل میشه نظر بذارید هرچی میتونید براش هورا بکشید<br />
دست از سر ما هم بردارید چون دیگه مویی نمونده . حاج اقا</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: بابک</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1450</link>
		<dc:creator>بابک</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 02 Jan 2008 16:11:24 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1450</guid>
		<description>ایشون کی بودند که که از این نجف زاده تعریف کردند؟؟؟؟؟؟؟
عزیزم خودت در اشتباهی. کیه که اونو نشناسه. اصلا اون کیه مگه؟
دوست ندارم این همه حرف پشت سرش گفته بشه. اصلا تو حد این حرفا نیست. بی خیالللللللللل
--------------------------
آناهیتا عالی بود
موفق باشی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ایشون کی بودند که که از این نجف زاده تعریف کردند؟؟؟؟؟؟؟<br />
عزیزم خودت در اشتباهی. کیه که اونو نشناسه. اصلا اون کیه مگه؟<br />
دوست ندارم این همه حرف پشت سرش گفته بشه. اصلا تو حد این حرفا نیست. بی خیالللللللللل<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
آناهیتا عالی بود<br />
موفق باشی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: rooznote</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1426</link>
		<dc:creator>rooznote</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 01 Jan 2008 08:37:09 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1426</guid>
		<description>مانده تا برف زمین آب شود...
در نخستین روز میلادی به روزم دوست قدیمی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مانده تا برف زمین آب شود&#8230;<br />
در نخستین روز میلادی به روزم دوست قدیمی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: madjidafshari</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1411</link>
		<dc:creator>madjidafshari</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 19:19:02 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1411</guid>
		<description>از جمود و خمود آقایان همین بس که وقتی در نیروگاه راه نیفتاده اتمی بوشهر لامپی روشن میشود حاشاو مرحبا میگویندکه عجب پرنور است این لامپ برافروخته به برق اتمی.حال زمانی که به اقایان میگویند فیلترکنید آنرا با فیلتر چراغ فکرشان میسنجند و هر چیزی فراتر از آن را پایین میکشند.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>از جمود و خمود آقایان همین بس که وقتی در نیروگاه راه نیفتاده اتمی بوشهر لامپی روشن میشود حاشاو مرحبا میگویندکه عجب پرنور است این لامپ برافروخته به برق اتمی.حال زمانی که به اقایان میگویند فیلترکنید آنرا با فیلتر چراغ فکرشان میسنجند و هر چیزی فراتر از آن را پایین میکشند.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ــــ*پائیـــز*ـــــ</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1408</link>
		<dc:creator>ــــ*پائیـــز*ـــــ</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 16:25:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1408</guid>
		<description>سلام.....
احساس نمی کنید درباره ی آقای کامران نجف زاده اشتباه فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اگه انتقاد سازنده ای دارید می تونید سری به وبشون بزنید:

www.najafzadeh.ir
&lt;strong&gt;
آناهیتا: حاج آقا چه ربطی داشت!؟ البته من فکر نمی کنم در موردش اشتباه فکر می کنم!!!&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام&#8230;..<br />
احساس نمی کنید درباره ی آقای کامران نجف زاده اشتباه فکر میکنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟</p>
<p>اگه انتقاد سازنده ای دارید می تونید سری به وبشون بزنید:</p>
<p><a href="http://www.najafzadeh.ir" rel="nofollow">http://www.najafzadeh.ir</a><br />
<strong><br />
آناهیتا: حاج آقا چه ربطی داشت!؟ البته من فکر نمی کنم در موردش اشتباه فکر می کنم!!!</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیروس</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1399</link>
		<dc:creator>سیروس</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 31 Dec 2007 08:39:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1399</guid>
		<description>بابا برا شوخی گفتم اون چیزا رو
اون شعر در مورد آزادی بود
 معنی شعر رو می نویسم برات :

آزادي
 
بر روي دفتر هاي مشق ام  بر روي درخت ها و ميز تحريرم بر برف و بر شن مي نويسم نامت را. 
روي تمام اوراق خوانده بر اوراق سپيد مانده سنگ ، خون ، کاغذ يا خاکستر مي نويسم نامت را. 
بر تصاوير فاخرروي سلاح جنگيان بر تاج شاهان مي نويسم نامت را. 
بر جنگل و بيابان روي آشيانه ها و گل هابر بازآواي کودکيم مي نويسم نامت را. 
بر شگفتي شبها روي نان سپيد روزهابر فصول عشق باختن مي نويسم نامت را. 
بر ژنده هاي آسمان آبي ام بر آفتاب مانده ي مرداب بر ماه زنده ي درياچه مي نويسم نامت را. 
روي مزارع ، افق بر بال پرنده ها روي آسياب سايه ها مي نويسم نامت را. 
روي هر وزش صبحگاهان بر دريا و بر قايقها بر کوه از خرد رها مي نويسم نامت را. 
روي کف ابرها بر رگبار خوي کرده بر باران انبوه و بي معنا مي نويسم نامت را. 
روي اشکال نوراني بر زنگ رنگها بر حقيقت مسلم مي نويسم نامت را. 
بر کوره راه هاي بي خواب بر جاده هاي بي پاياب بر ميدان هاي از آدمي پُرمي نويسم نامت را. 
روي چراغي که بر مي افروزد بر چراغي که فرو مي رد بر منزل سراهايم مي نويسم نامت را. 
بر ميوه ي دوپاره از آينه و از اتاقم بر صدف تهي بسترم مي نويسم نامت را. 
روي سگ لطيف و شکم پرستم بر گوشهاي تيز کرده اش بر قدم هاي نو پايشمي نويسم نامت را. 
بر آستان درگاه خانه ام بر اشياي مأنوس بر سيل آتش مبارک مي نويسم نامت را. 
بر هر تن تسليم بر پيشاني يارانم بر هر دستي که فراز آيد مي نويسم نامت را. 
بر معرض شگفتي ها بر لبهاي هشياربس فراتر از سکوت مي نويسم نامت را.
بر پناهگاه هاي ويرانم بر فانوس هاي به گِل تپيده امبر ديوار هاي ملال ام مي نويسم نامت را. 
بر ناحضور بي تمنا بر تنهايي برهنه روي گامهاي مرگ مي نويسم نامت را.
بر سلامت بازيافته بر خطر ناپديدارروي اميد بي يادآورد مي نويسم نامت را.
به قدرت واژه اي از سر مي گيرم زندگي از براي شناخت تو من زاده ام
تا بخوانمت به نام:

آزادي.
&lt;strong&gt;
آناهیتا: درود؛ حالا خوب شد! از ترستون مجبورم یه جواب همینجوری بنویسم!! شادآزاد باشی :))&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>بابا برا شوخی گفتم اون چیزا رو<br />
اون شعر در مورد آزادی بود<br />
 معنی شعر رو می نویسم برات :</p>
<p>آزادي</p>
<p>بر روي دفتر هاي مشق ام  بر روي درخت ها و ميز تحريرم بر برف و بر شن مي نويسم نامت را.<br />
روي تمام اوراق خوانده بر اوراق سپيد مانده سنگ ، خون ، کاغذ يا خاکستر مي نويسم نامت را.<br />
بر تصاوير فاخرروي سلاح جنگيان بر تاج شاهان مي نويسم نامت را.<br />
بر جنگل و بيابان روي آشيانه ها و گل هابر بازآواي کودکيم مي نويسم نامت را.<br />
بر شگفتي شبها روي نان سپيد روزهابر فصول عشق باختن مي نويسم نامت را.<br />
بر ژنده هاي آسمان آبي ام بر آفتاب مانده ي مرداب بر ماه زنده ي درياچه مي نويسم نامت را.<br />
روي مزارع ، افق بر بال پرنده ها روي آسياب سايه ها مي نويسم نامت را.<br />
روي هر وزش صبحگاهان بر دريا و بر قايقها بر کوه از خرد رها مي نويسم نامت را.<br />
روي کف ابرها بر رگبار خوي کرده بر باران انبوه و بي معنا مي نويسم نامت را.<br />
روي اشکال نوراني بر زنگ رنگها بر حقيقت مسلم مي نويسم نامت را.<br />
بر کوره راه هاي بي خواب بر جاده هاي بي پاياب بر ميدان هاي از آدمي پُرمي نويسم نامت را.<br />
روي چراغي که بر مي افروزد بر چراغي که فرو مي رد بر منزل سراهايم مي نويسم نامت را.<br />
بر ميوه ي دوپاره از آينه و از اتاقم بر صدف تهي بسترم مي نويسم نامت را.<br />
روي سگ لطيف و شکم پرستم بر گوشهاي تيز کرده اش بر قدم هاي نو پايشمي نويسم نامت را.<br />
بر آستان درگاه خانه ام بر اشياي مأنوس بر سيل آتش مبارک مي نويسم نامت را.<br />
بر هر تن تسليم بر پيشاني يارانم بر هر دستي که فراز آيد مي نويسم نامت را.<br />
بر معرض شگفتي ها بر لبهاي هشياربس فراتر از سکوت مي نويسم نامت را.<br />
بر پناهگاه هاي ويرانم بر فانوس هاي به گِل تپيده امبر ديوار هاي ملال ام مي نويسم نامت را.<br />
بر ناحضور بي تمنا بر تنهايي برهنه روي گامهاي مرگ مي نويسم نامت را.<br />
بر سلامت بازيافته بر خطر ناپديدارروي اميد بي يادآورد مي نويسم نامت را.<br />
به قدرت واژه اي از سر مي گيرم زندگي از براي شناخت تو من زاده ام<br />
تا بخوانمت به نام:</p>
<p>آزادي.<br />
<strong><br />
آناهیتا: درود؛ حالا خوب شد! از ترستون مجبورم یه جواب همینجوری بنویسم!! شادآزاد باشی <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> )</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سجاد</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1388</link>
		<dc:creator>سجاد</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 21:14:28 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1388</guid>
		<description>ای بابا این دکترم که جا زد به ق-لتر شدن سریع خونشو عوض کرد از این کارش خیلی خیلی بدم اومد احساس کردم که زیر پا نابودش کردن خودشو خورد کرد
اونا همینو می خان اینو می خان که بخاطر این کارای اونا پا پس بکشیم ولی نمی کشیم حالا می خاد که ف-ل-تر باشه یا نباشه اونایی که باید ببینن می بینن
من امشب اعصاب ندارم نمی دونم چرا هر جایی میرم باز به گند کاری های این دولتی ها بر می خورم چقدر باید فحش بدم دیگه</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>ای بابا این دکترم که جا زد به ق-لتر شدن سریع خونشو عوض کرد از این کارش خیلی خیلی بدم اومد احساس کردم که زیر پا نابودش کردن خودشو خورد کرد<br />
اونا همینو می خان اینو می خان که بخاطر این کارای اونا پا پس بکشیم ولی نمی کشیم حالا می خاد که ف-ل-تر باشه یا نباشه اونایی که باید ببینن می بینن<br />
من امشب اعصاب ندارم نمی دونم چرا هر جایی میرم باز به گند کاری های این دولتی ها بر می خورم چقدر باید فحش بدم دیگه</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: modir</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1386</link>
		<dc:creator>modir</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 20:01:44 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1386</guid>
		<description>دنیا همیشه رو یه پاشنه نمی چرخه این فیلترینگ هم زیاد دوام نداره . راستی شما قرار بود در مورد کمپینتون یه توضیحاتی بنویسید . یادتون که نرفته .
&lt;strong&gt;
آناهیتا: درود مدیر عزیز؛ چه خبر؟ کی برگشتید؟ به قول دکتر مزیدی می گفتید گاوی گوسفندی... / در مورد کمپین هنوز چیزی ننوشتم چون نمی خوام بی محتوا باشه؛ فعلا درحال برنامه ریزی هستیم برای تیم اصفهان، وبلاگ و مطالب. البته این نکته ناگفته نماند که فعالیت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانینی هست که ممکن است به تضعیف حقوق خانم‌ها بیانجامد. نمی دونم چرا بعضی آقایون فکر می کنند این تیم در مقابل حقوق آقایون قد برافراشته! در حالی که بسیاری از فعالین گروه تغییر برای برابری را آقایون تشکیل داده اند. شادآزاد باشی&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>دنیا همیشه رو یه پاشنه نمی چرخه این فیلترینگ هم زیاد دوام نداره . راستی شما قرار بود در مورد کمپینتون یه توضیحاتی بنویسید . یادتون که نرفته .<br />
<strong><br />
آناهیتا: درود مدیر عزیز؛ چه خبر؟ کی برگشتید؟ به قول دکتر مزیدی می گفتید گاوی گوسفندی&#8230; / در مورد کمپین هنوز چیزی ننوشتم چون نمی خوام بی محتوا باشه؛ فعلا درحال برنامه ریزی هستیم برای تیم اصفهان، وبلاگ و مطالب. البته این نکته ناگفته نماند که فعالیت کمپین یک میلیون امضا برای تغییر قوانینی هست که ممکن است به تضعیف حقوق خانم‌ها بیانجامد. نمی دونم چرا بعضی آقایون فکر می کنند این تیم در مقابل حقوق آقایون قد برافراشته! در حالی که بسیاری از فعالین گروه تغییر برای برابری را آقایون تشکیل داده اند. شادآزاد باشی</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: سیروس</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1383</link>
		<dc:creator>سیروس</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 17:49:32 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1383</guid>
		<description>هاها  ای نامرد .. 
سلام
خب نامردی دیگه چون مرد نیستی دختری :) 
جواب همه رو داده بودی بجز من :(
برای همین منم تو وبلاگم بهت لینک نمیدم :)
یه چیزی این برفای تو وبلاگت که اومده خیلی ادم دلش برف بازی میخواد پیش ما برف اومده ولی رو کوهاست میشه رفت ولی خیلی سرده
&lt;strong&gt;
آناهیتا: درود سیروس جان؛ من از کامنت شما چیزی نفهمیدم! چطوری جواب می دادم؟ ولی خیلی ممنونم که دوباره نظر ثبت کردید. &lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>هاها  ای نامرد ..<br />
سلام<br />
خب نامردی دیگه چون مرد نیستی دختری <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
جواب همه رو داده بودی بجز من <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_sad.gif' alt=':(' class='wp-smiley' /><br />
برای همین منم تو وبلاگم بهت لینک نمیدم <img src='http://s.wordpress.com/wp-includes/images/smilies/icon_smile.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
یه چیزی این برفای تو وبلاگت که اومده خیلی ادم دلش برف بازی میخواد پیش ما برف اومده ولی رو کوهاست میشه رفت ولی خیلی سرده<br />
<strong><br />
آناهیتا: درود سیروس جان؛ من از کامنت شما چیزی نفهمیدم! چطوری جواب می دادم؟ ولی خیلی ممنونم که دوباره نظر ثبت کردید. </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: Keshvary</title>
		<link>http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1380</link>
		<dc:creator>Keshvary</dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Dec 2007 13:05:39 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://anahitad.wordpress.com/2007/12/29/mhmazidi/#comment-1380</guid>
		<description>راستی خانوم دانشور من جسارت کردمو و بعد از این همه دوستی شما رو اد کردم . قابل دونستید اد بفرمایید ...
&lt;strong&gt;
آناهیتا: درود؛ سپاسگزارم&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>راستی خانوم دانشور من جسارت کردمو و بعد از این همه دوستی شما رو اد کردم . قابل دونستید اد بفرمایید &#8230;<br />
<strong><br />
آناهیتا: درود؛ سپاسگزارم</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
