آرشیو برایسپتامبر, 2007

سیاست آمریکا

سوال!
روزهای نخست حمله امریکا به افغانستان را یادتان هست؟ حمله به عراق را چطور؟ شما به اخبار CNN و FoxNews هم توجه می کنید؟

اگر یادتان باشد با اینکه در شروع حملات به افغانستان و عراق تنها حملات انجام شده از سوی امریکا بود اما بارها از طرف رسانه های خود خبر حملات دشمنان به نیروهای امریکایی را گزارش می داد. اخباری ضد و نقیض که سیاست های جالبی پشت آن نهفته است.
اینکه اعلام کند امریکا از حملات طالبان در افغانستان و بعث در عراق در امان نیست و از سوی دیگر با خیالی آسوده تر حملات را گسترش داد جای کمی تامل دارد.
این سیاست از زمان جنگ ایران و عراق بوده و تاکنون ادامه داشته است.

چند روز پیش نیز یک چنین اتفاقی افتاد.
البته باعث غرور ملی است!! اما بهتر است همه چیز را ببینیم.
انکار حرف های امریکا در چندین سال اخیر و دروغ خواندن آنها از یک سو و پخش 24 ساعته تعریف و تمجیدهایش از ایران از سوی دیگر مرا دچار دوگانگی عجیبی ساخته که آیا امریکا دروغگو است یا …

 

تقدیم به همه مخالفانم که نه تنها من بلکه روزنامه نگاران و خبرنگاران و مسئولین روزنامه های هم میهن، مشارکت و شرق (و در آینده اعتماد ملی!) را حتی به عنوان جوجه سیاستمدار قبول ندارند!!

(9) دیدگاه

یک نفر شاغل کنید، 10 میلیون وام بگیرید؛ دو نفر شاغل…

درود

قبل از شروع ماه رمضان بود که به رسم چندین ساله خانواده، قرار بود پولی به یک سازمان خیریه کمک کنیم. سازمانی که مادرم انتخاب کرده بود سلزمان بهزیستی ایران بود. در نبود پدرم، من برای واریز پول اقدام کردم. اتفاق جالبی که افتاد این بود که کارمندان سازمان بهزیستی هم شماره حساب کمک های مردمی را نمی دانستند!!
از این حاشیه که بگذریم، بعد از واریز پول خواستم رسید را تحویل سازمان دهم (چون گفته بودند برای گرفتن پول از سازمان مرکزی، به این احتیاج داریم!!!) (حالا هرچقدر بخواهم از حاشیه دوری کنم نمی گذارند!)

خلاصه

بعد از واریز وجه یکی از کارمندان که بسیار مؤدب بودند و بین دیگر کارمندان از قدرت سخنوری بالاتری برخوردار بودند شروع به صحبت در مورد امکانات بهزیستی برای تشویق خیرین کرد، و اینکه کمک ها لزوما نباید مالی باشد.
من کمی تحت تاثیر قرار گرفتم چون هم امتیازات خوبی به کارفرماها می دادند و هم اینکه کار خیری انجام می شد. ما خداحافظی کردیم و تازه حس کنجکاوی من گل کرده بود. فردای آن روز دوباره (مثل این بیکارها!) راه افتادم برای خبرنگاری و تا جایی که زمان اجازه داد اطلاعات گرفتم.
البته نمی دانم این امتیازاتی که به خیرین داده می شود در همه جای ایران وجود دارد یا تفاوت هایی دارد. من اطلاعاتی که دارم را می نویسم امید که مورد استفاده قرار گیرد و در این ماه عزیز قدم های خیر بیشتری برداشته شود و خوانندگان نیز به کسانی که می توانند استفاده کنند توضیح دهند.

 

سازمان بهزیستی به بنگاه های زودبازده وام با بهره کم پرداخت می کند.

می توانید کارمندان، کارکنان و کارگران شرکت و موسسه خودتان را از افرادی که بهزیستی به شما معرفی می کند و تحت پوشش بهزیستی هستند انتخاب کنید. این انتخاب 3 مزیت دارد:
نخست اینکه مددجوی معرفی شده تحصیلاتی مرتبط با خواسته شما خواهد داشت.
دوم اینکه شما هزینه بیمه کارمند جدیدتان را پرداخت نخواهید کرد، یعنی به عهده اداره بهزیستی خواهد بود.
سوم اینکه با مشغول به کار کردن هر نفر می توانید تا سقف 10.000.000 تومان (ده میلیون تومان) وام بگیرید.

یکی دیگر از مزایای همکاری با سازمان بهزیستی، استفاده از امتیاز لغو مالیات گمرکی است. البته این مورد نیاز به توضیح بیشتری دارد که بهتر است به صورت حضوری و با کارشناسان اداره گفت گو کنید.

من تا کنون با کسی که با اداره بهزیستی همکاری کرده باشد برخورد نداشته ام اما ظاهر کار هم برای کارفرما هم برای مددجو و هم برای سازمان بهزیستی مفید و با فایده است. امیدوارم در ذات کار هم همینطور باشد.

 

یه جای دیگه: من نمی دونم قبلا چکار می کردم ولی الان قدر همان ADSL ایرونی رو خوب فهمیدم! دز سرزدن به وبلاگ دوستان و مطالعه مطالب جذاب و آموزنده فیدهای ثبت شده در فیدخوانم به شدت پایین آمده! و احتیاج به تزریق یک خط اینترنت پرسرعت دارم! :D

(3) دیدگاه

شیرینکاری من!

تابستان هم رفت با تمام خاطرات خوب و بدش. یکی از شیرینکاری های تابستانم را انتخاب کردم، که به نظرم جالبه. شما مواظب باشید چنین بلایی سر اتومبیلتان نیاورید!

 

ماشین را توی آفتاب پارک کرده بودم. حسابی هم داغ شده بود. وقتی خواستم پارکش کنم داخل پارکینگ دیدم انقدر داغ شده که نمیشه داخلش نشست. حتی فرمان انقدر داغ بود که بهش دست می زدم دستم می سوخت. گفتم چه کنم چکار کنم!؟ در را بستم و شیلنگ آب را آوردم و آب را باز کردم روی ماشین. بعدش که دوباره نشستم داخلش خیلی خنک تر شده بود، البته داغی فرمان جای خودش!

ماشین را که داخل پارکینگ بردم دیدم آب از یه سمت شیشه جلو خیلی جالب و قشنگ به صورت یک جوی آب!! تا سمت دیگه پایین اومده. خیلی قشنگ بود؛ یکم نگاهش کردم و خواستم پاکش کنم، برف پاکن را که زدم دیدم همه قطره های آب کنار رفتند به جز این رود خوشگل ما!!! پایین اومدم و با دقت که نگاه کردم دیدم به به! آنی جون دستت درد نکنه که گل کاشتی! چون شیشه ماشین خیلی داغ شده بوده و یک دفعه آب سرد روش ریخته شده ترک برداشته، اونم چه ترکی! از شمال شرقی تا جنوب غربی!!!

البته این موضوع هیچ ربطی به رانندگی خانم ها نداره ها! حواستان باشد سوء استفاده نکنید که مجبورم چندتا از مهارت های رانندگی رو بهتون آموزش بدم! :D

مراقب خودتان و سرنشین های اتومبیلتان باشید؛ بستن کمربند ایمنی فراموش نشود.

(10) دیدگاه

احمدی نژاد در نیویورک چه کرد!؟

مصاحبه دکتر احمدی نژاد در شبکه سی بی اس و سخنرانی ایشان در دانشگاه کلمبیا به اتمام رسید. نکات مثبت و منفی بسیاری در این روزها شنیده می شود که گویا جنبه منفی آن بر جنبه مثبتش می چربد!

با ورود احمدی نژاد به خاک امریکا موج اهانت ها و اعتراض ها از سوی مردم و حتی مسئولین بلندپایه امریکا نسبت به شخص احمدی نژاد آغاز شد. از حضور وی در مکان وقوع حادثه 11 سپتامبر به طرز مسخره ای جلوگیری شد. در همین روزها بود که صحبت از تشدید تحریم ها بر ضد ایران بالا گرفت. کارشناسان نیز بر این عقیده اند که وقتی آقای احمدی نژاد با دوبار حضور در امریکا نتیجه مثبتی نگرفته و باعث تند شدن روابط شده بود ، دلیلی برای حضور سه باره دیده نمی شد. اما جناب دکتر احمدی نژاد پا فشاری برای حضور در خاکی داشتند که به گفته وی فضای آزادی برای بیان بسیاری سخنان وجود ندارد.

 

امریکا: حضور موافقان و مخالفان / سخنرانی آزاد احمدی نژاد در یک دانشگاه ساخت سیاستمدار! در امریکا (عکس این موضوع را در نظر بگیرید.)

 

اتفاقات و نکات بسیاری برای بیان وجود دارد که به چند نکته اکتفا خواهم کرد:

درخواست احمدی نژاد برای حضور در ویرانه های 11 سپتامبر که با موج شدید اعتراض رسانه ها و مسئولین مورد قبول قرار نگرفت.

جناب احمدی نژاد در شبکه CBS امریکا هم مصاحبه ای انجام دادند. مجری برنامه به صورت یک طرفه خواهان محکومیت احمدی نژاد بود و رئیس جمهور هم با صحبت ها و جواب هایش به گونه ای هیچ پاسخی به سوالات مجری توانمند شبکه سی بی اس نداد!

در بخشی از مصاحبه آقای احمدی نژاد خطاب به مجری گفتند: “چرا شما دوست دارید از طرف مردم سخن بگویید؟ من می توانم از طرف مردم ایران حرف بزنم ولی شما نمی توانید.”

رئیس جمهور آماری از نظرات مردم امریکا ارائه داد که 80 درصد مردم امریکا با سیاست های دولتشان مخالفند که مجری برنامه این آمار را به شدت رد کرد. صحبت در مورد استفاده مردم ایران از ماهواره ،که از نظر قانونی ممنوع است، هم خیلی مورد توجه ایرانیان قرار گرفته که در مورد آن سخنی نمی گویم.

در قسمتی از مصاحبه احمدی نژاد سخنی از دوستی با امریکا کردند. آقای رئیس جمهور با اشاره به صحبت های امام خمینی گفتند: “ما به دولت و مردم امریکا هیچ مشکلی نداریم و امیدواریم گفت و گوها میان ایران و امریکا شکل عملی به خود بگیرد.”

پایان برنامه مصاحبه که به طور زنده پخش نمی شد منتاژ جالبی داشت. در حالی که در بسیاری از صحنه ها مجری برنامه چهره ای درهم و نگاهی مستقیم به احمدی نژاد داشت در تیتراژ پایانی در همه صحنه های نمایش داده شده در حال لبخند زدن بود!

 

در حالی که خبر به هم خوردن سخنرانی رئیس جمهور ایران در دانشگاه کلمبیا شدت می گرفت بالاخره سخنرانی انجام شد. در بیرون از دانشگاه تظاهرات نسبتا بزرگی برضد محمود احمدی نژاد انجام شده بود که بسیاری از شرکت کنندگان یهودی بودند و اعتراض شدیدی به انکار هلوکاست و دروغ خواندن آن از طرف احمدی نژاد داشتند. قبل از شروع سخنرانی، رئیس دانشگاه کلمبیا به ایراد سخنرانی پرداختند. سخنرانی با این جمله آغاز شد: “دعوت از این سخنران به خاطر حق او برای گفتن نیست بلکه به خاطر حقی است که ما برای خودمان برای شنیدن قایلیم… ما می خواهیم با ذهن منفور دشمنانمان آشنا شویم!”

هرچند در ادامه برخی جملات قابل تامل هم ذکر شد اما آیا ما انقدر کوچک شده ایم که هرکس که بخواهد می تواند به این راحتی به ما توهین کند؟ به متن ترجمه شده سخنان رئیس دانشگاه کلمبیا در وبلاگ حرف حساب در اینجا توجه کنید.

بعد از اتمام سخنرانی رئیس دانشگاه نوبت به سخنرانی احمدی نژاد رسید. رئیس جمهور سخنرانی ملایم تری انجام دادند و تا حدودی می شد دید که سخنان توهین آمیز رئیس دانشگاه او را وادار به تندگویی نکرد. وی در رابطه با صحبت های آغازین گفت: “در ایران از مهمانان بهتر پذیرایی می شود.” (گویا انتظار چنین برخوردی را از طرف دعوت کنندگان و میزبانان خود نداشت!)

صحبت ها و سوالات گوناگونی از محمود احمدی نژاد شد و وی به موضوعاتی چون اعدام های اخیر در ایران، مسائل هسته ای، همجنسبازان، و اجازه حضور دانشجویان دانشگاه کلمبیا در ایران پرداختند. سخنرانی در دانشگاه کلمبیا نکات قابل تاملی نیز داشت:

     1. تکرار سخنان احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه سی بی اس و اضافه کردن این موضوع که ایران و امریکا می توانند با یکدیگر دوستان خوبی باشند.

     2. همانگونه که سخنان رئیس دانشگاه تشویق دانشجویان را به دنبال داشت در برخی جملات دکتر احمدی نژاد نیز دانشجویان به تشویق وی پرداختند.

     3. محمود احمدی نژاد درخواست دانشجویان دانشگاه کلمبیا را با آغوشی باز پذیرفت. (درخواست را یکی از همراهان احمدی نژاد به ایشان رساند. آیا امکان حضور دانشجویان در دانشگاه های ایران وجود دارد؟)

     4. بسیاری از شبکه های خبری دنیا با قطع برنامه های عادی خود به پخش مستقیم سخنرانی احمدی نژاد پرداختند این در حالی بود که هیچ یک از کانال های دولتی ایران سخنرانی را به صورت زنده و کامل نمایش ندادند. (سخنان رئیس جمهورمان را هم سانسور می کنید!؟)

     5. یاد حضور سید محمد خاتمی در کشورهای مختلف را گرامی می داریم! امیدواریم دولت نهم با تفکر بهتر از اتفاقات اینچنینی جلوگیری کند.

 

(20) دیدگاه

هدیه ای از دکتر اسپنسر جانسون

یکی از نخستین اصول موفقیت، زندگی در زمان حال است که متاسفانه کمتر به آن توجه می شود. بسیاری از اطرافیان ما یا غصه اشتباهات و اتفاقات گذشته را می خورند و یا آنقدر در رویاها و آرزوها غرق اند که یادشان می رود اکنون می توانند زندگی را تغییر دهند.

برای آنان که از گذشته خود پریشانند، این جمله کافیست:

“اگر از گذشته درس نگرفته باشی، به سختی می توانی گذشته را از یاد ببری. به محض آنکه از گذشته درس بگیری و اجازه دهی از ذهنت خارج شود زمان حالت بهبود می یابد.”

و برای آنان که همه زندگی خود را به آینده منتقل کرده اند! و پیشرفتی نمی بینند هم باید گفت:

“تصویری از آنچه می خواهید آینده به آن شبیه باشد، ترسیم کنید. اکنون برای وقوع چنین آینده ای باید برنامه ریزی واقع بینانه ای انجام دهید و در زمان حال طبق نقشه خود عمل کنید.”

ممکن است گفته های بالا بدون پیش زمینه فکری و مقدمه چینی برای خواننده خشک و بی روح باشد، اما این یک واقعیت است که جامعه ما مردمانی دارد که از زمان حال گریزانند. غصه اشتباهات گذشته را می خورند و فکر اشتباهاتی هستند که ممکن است در آینده رخ دهد. همین پیش زمینه فکری باعث رکود فعالیت های قسمت بزرگی از سرمایه ایران یعنی جوانان است.

برای مطالعه کوتاهی در زمینه موارد بالا و اصول نخستین زندگی و کار، کتاب خوب و کم حجمی را معرفی می کنم که می تواند زمینه ساز شروع خوبی برای یک زندگی شاد و ترقی کاری باشد.

کتاب هدیه نوشته دکتر اسپنسر جانسون هدیه ای است برای شما تا نکته های آموزنده ای را با استفاده از داستانی کوتاه بیاموزید.

سوالی که ممکن است برای بسیاری از ما پیش آید این است که چرا ما در دوران کودکی کارها را با شادی و علاقه بیشتری انجام می دادیم اما اکنون توانایی شاد بودن یا موفقیت بیشتر در کارها و امور زندگی را نداریم؟

اگر در پی جواب به این سوال و سئوالات دیگر هستید حتما این کتاب را خریداری و مطالعه کنید.

 

- این کتاب توسط ناشران مختلف در ایران به چاپ رسیده که به دلیل استقبال خوب از کتاب هرکدام چندین بار تجدید چاپ شده اند. کتابی که من در نمایشگاه کتاب امسال خریداری کردم (و خوشحالم برای بازخوانی آن) از انتشارات توسعه آموزش و کلید آموزش است به ترجمه دلنشین دکتر شهروز فرهنگ و چاپ ششم، با قیمت فقط 750 تومان! کتاب شامل 63 صفحه است (با شمارش برگ های فهرست و مقدمه) که برای مطالعه (یا مطالعه دوباره) زمان زیادی از ما نخواهد گرفت.

تقدیم به همه دوستداران کتاب و آنهایی که کتاب خوانی را با مطالعه “هدیه” شروع خواهند کرد.

(3) دیدگاه

سی روز ایرانی و جشن های چند هزار ساله

دانستن تاریخ، تمدن و جشن های ایرانی که از آنها جز نامی بیش نمانده برای ما ایرانیان یک وظیفه است و چه خوب که بتوان آنها را زنده نگاه داشت. سعی می کنم در این نوشته به صورت فهرست وار 30 روز ایرانی و جشن های تلاقی ماه و روز را بنویسیم. امیدواریم زمانی برای توضیح تک تک آنها باشد تا بیشتر با این جشن های باستانی آشنا شویم.

روزهای ایرانی:

  1. اورمزد

  2. وهمن

  3. اوردیبهشت

  4. شهریور

  5. سپندارمذ

  6. خورداد

  7. امرداد

  8. دی به آذر

  9. آذر

  10. آبان

  11. خورسید

  12. ماه

  13. تیر

  14. گوش

  15. دی به مهر

  16. مهر

  17. سروش

  18. رشن

  19. فروردین

  20. ورهام (بهرام)

  21. رام

  22. باد

  23. دی به دین

  24. دین

  25. ارد

  26. اشتاد

  27. آسمان

  28. زامیاد

  29. مانتره سپند

  30. انارم

 

ماه های ایرانی:

  1. فروردین

  2. اوردیبهشت

  3. خورداد

  4. تیر

  5. امرداد

  6. شهریور

  7. مهر

  8. آبان

  9. آذر

  10. دی

  11. وهمن

  12. اشپند

 

جشن های ایرانی:

جشن هایی که در فهرست می نویسم، جشن هایی بوده اند (و امیدوارم باشند) که نام روز و ماه با هم تلاقی پیدا می کند:

  • 19 فروردین - جشن فروردینگان

  • 3 اوردیبهشت - جشن اردیبهشتگان

  • 6 خورداد - جشن خوردادگان

  • 13 تیر - جشن تیرگان

  • 7 امرداد - جشن امردادگان

  • 4 شهریور - جشن شهریورگان

  • 16 مهر - جشن مهرگان

  • 10 آبان - جشن آبانگان

  • 9 آذر - جشن آذرگان

  • 1 دی - جشن دیگان

  • 2 وهمن - جشن وهمنگان

  • 5 اسپند - جشن سپندارمذگان

 

ایرانیان جشن های بسیاری داشته اند که امیدوارم در آینده زمانی برای مرور آن ها نیز باشد.

 

(12) دیدگاه

خداحافظ MLM

متاسفانه با وقتی که برای نوشتن در مورد بازاریابی چندسطحی گذاشتم مجبورم با این پست پرونده را ببندم. سعی کردم در نوشته های نخستین سیستم ها را معرفی کنم، مزایا و معایب را توضیح دهم. دسیسه ها و کلاه برداری های هرمی را از مارکتینگ های قانونی در کشورهای اروپایی و آمریکایی تمیز دهم. به مسائل شرعی رسیدیم و کمی در مورد آن نوشتم. در همه آنها به راحتی می شد دید که بسیاری از شرکت های فعال در ایران یک دسیسه هرمی بیش نیستند و چه ار نظر قوانین دیگر کشورها و چه از نظر شرعی ممنوع و حرام است. قوانین آمریکا را شرح دادم؛ سپس رسیدیم به مخالفت ایران با این نوع بازاریابی. اما چیزی که قابل مشاهده است تفاوت نگاه ایران با دیگر کشورهاست. قوانین همه کشورها در دسترس هستند. آنها با دسیسه های هرمی و شبه هرمی (مانند گلدکوئست و سیستم های مشابه) مخالفند نه سیستم های بازاریابی شبکه ای و چندسطحی.

خود من نه تنها با خیلی از سیستم هایی که در ایران فعالیت می کنند مخالفم بلکه برای نابودی آنها لحظه شماری نیز می کنم ولی این دلیل نمی شود که تمام سیستم هایی که می توانند به صورت قانونمند برای تولیدات ایران نیز موثر باشند را نابود کنیم. کدام کشور صنعتی بازاریابی چندسطحی (MLM) را ممنوع کرده؟ تنها مخالفت دولت ها با شرکت هایی است که قورباغه را رنگ و به جای قناری می فروشند!

دوست داشتم خیلی چیزها بنویسم ولی نظرات دوستان در بالاترین برای من انرژی باقی نگذاشت. Rezar عزیز در بالاترین لطفا اینجا را کلیک کن و مطالب را از ابتدا و به دقت مطالعه کن. برای تمامی گفته هایم مدرک دارم. باز هم تاکید می کنم سیستم های درون ایران دسیسه ای بیش نیستند اما این دلیلی برای نابودی تمامی شبکه ها نیست.

 

 

  • Rezar جان خیلی دوست داشتم در مورد همکاری های شبکه ها با دولت بنویسم.

  • دوست داشتم در مورد تفرقه افکنی ها بین شبکه ها بنویسم.

  • دوست داشتم در مورد دسیسه هایی که خارجی بودند اما اجناسشان در ایران تولید و بسته بندی میشد بنویسم.

  • دوست داشتم از آسوسان که یک شرکت کاملا حکومتی بود بنویسم که توانست طوری بازاریابی در ایران را نابود کند که بیشتر مردم عام فکر می کنند تمامی این شرکت ها کلاهبردارند.

  • دوست داشتم از اعتراض بی بی سی بنویسم که در طرفداری از بازاریابی چندسطحی قانونمند در ایران نوشت اما آسوسان در جوابش گفت: “این فضولی ها به شما و اربابانتان نیامده! این مشکل کاملا داخلیست.”

  • دوست داشتم از کمک چند صد میلیون تومانی شرکت ایرانی از جیب جوانان ایرانی به حزب الله لبنان بنویسم.

  • خیلی حرف ها داشتم و این پست آغازگر آنها بود ولی بهتر دیدم پرونده را ببندم.

  • دوست داشتم از تبلیغات انتخاباتی شرکت های وابسته به دولت برای اسدالله بادامچیان و چند تن از خبرگان بنویسم. (که محسن قمی یکی از آنها بود)

 

 

اما وقتی ما هنوز فرق بین بازاریابی چند سطحی و دسیسه هرمی و شبه هرمی را نمی دانیم گفتن این حرف ها به قول شما اراجیفی بیش نیست و هر کس باید 5 نمره منفی به لینک بدهد!

بهتر دیدم بحثی را که کسی به آن علاقه ندارد و در پایان هم به بدنامی خودم منجر خواهد شد همین جا به اتمام برسانم.

امیدوارم دوستان در پی منابع معتبری باشند و بدانند هر کشور قوانینی دارد برای تمیز دادن شرکت ها اما قوانین ایران فقط برای نابودی شرکت ها وضع شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پایان مباحث بازاریابی چندسطحی

آناهیتا دانشور

(9) دیدگاه

آخوند = دکتر؟

نمی دونم دقت کردید چند وقتی هست که روحانیونی که در تلویزیون سخنرانی می کنند را با عنوان دکتر … نام می برند. کمی برای من عجیب بود چون تا چند سال قبل ما بین روحانیون (آخوندها) دکتر کم داشتیم!؟ یا میشه گفت خیلی از این هایی که صحبت می کنند دکتر نبودند حالا چطور و چگونه دکترا گرفتند خدا داند!

یاد اون صحبت های دکتر احمدی نژاد افتادم که می گفت: “یکی از دوستانم علیه من می نویسه و میگه که کارهای من روی اصول نیست! حالا می خوام بگم، من که می دونم تو کی هستی! من که می دونم تو چطور و از کجا مدرک گرفتی…”

شاید مدرک دکتر احمدی نژاد هم همراه دوستش صادر شده!

زیاد تو حاشیه نریم!

فکر کنم تا درجه ای از روحانیت و سواد آخوندی که بگیرند دکترا حساب میشه؟ شاید!

(7) دیدگاه

دلایل (دلیل!) مخالفت دولت ایران با بازاریابی شبکه ای

صحبت های گوناگونی در مورد دلایل مخالفت دولت ایران با بازاریابی شبکه ای شده و می شود اما از بین آن دلایل فقط و فقط یک دلیل است که دولت را به تکاپو برای نابودی بازاریابی شبکه ای و نتورک مارکتینگ در ایران کرده است.

با نگاهی به اخبار رسانه های وابسته به دولت و فیلم و سریال های ساخته شده در این زمینه خواهیم دید، مسئولین با نگاهی اغراق آمیز و دروغگویانه دسیسه های هرمی را به عنوان ذات کل بازاریابی ها معرفی و با افزودن قاچاق، آدمکشی و جنایات از این دست سعی بر منفور نشان دادن و حرام جلوه دادن بازاریابی چند سطحی دارد.

تنها دلیل موجه برای انجام چنین برخوردهایی، جلوگیری از تجمع و هم اندیشی های سیاسی است!

دیگر دلایل بهانه جویی های بچه گانه بیش نیستند. مثلا گفته می شود “این نوع سیستم ها خروج ارز به همراه خواهند داشت.” اگر مطالب قبل را مرور کرده باشید، می بینید با اعمال فشار و تدوین قوانین و جداکردن دسیسه ها می توان به راحتی این مشکل را حل نمود. یا “این سیستم ها جوانان را دچار افسردگی و شکست می کنند.” (سهم دولت در افسردگی جوانان چقدر بوده!؟)

یکی از تبلیغات دکتر احمدی نژاد، آزادی بازاریابی شبکه ای بود که نه تنها اجرایی نشد بلکه فشارها بسیار تندتر و شدیدتر شد.

اکنون این سوال به ذهن ما می رسد که چرا دولت حاضر نیست از مزایای بازاریابی چندسطحی و شبکه ای استفاده کند؟

شبکه های بازاریابی طوری طراحی شده اند که برای پیشرفت باید بازاریاب های جدیدالورود را حمایت و آموزش داد. همین ساختار شبکه هاست که جلسات گروهی و گروه های گاه چندهزار نفری را به وجود می آورد.

حال دولت به جای حمایت و هدایت شبکه ها تصمیم به تفرقه (خواهم نوشت) و نابودی تجمع ها کرده است و در حال پاک کردن صورت مساله است.

نمونه های دیگر برخورد با گروه ها و تجمع ها را در همین یک ماه اخیر بارها دیده یا شنیده ایم، برای مثال برخورد با احزاب، دستگیری چندین تن در خرم آباد در کارگاه آموزشی حقوق زنان، تعطیلی خوابگاه های دانشجویی، ممانعت از تجمع های جوانان در پارک ها و معابر عمومی و …

 

نظر شخصی من: بسیاری از مسئولین در مورد جلوگیری از تجمع ها در بازاریابی شبکه ای سخن گفته اند که به دلیل طولانی شدن مطلب در مورد انها نمی نویسم.

برخورد اینگونه دولت نتایج بدی برای خود دولت خواهد داشت؛ یکی از مضرات برخورد اینچنینی را می توان در اعضای شبکه آسو (آسونت، آسوشاپ، آسوسان!) مشاهده کرد. این شبکه در ابتدای راه با مجوزها و کتاب ها و همایش های گوناگون خود را شبکه ای قانونی می دانست. در آن زمان اعضای آسو سربه کار خود داشتند و وارد مسائل سیاسی نمی شدند. حتی اگر بحثی شروع می شد خیلی سریع صحبت ها پایان داده می شد. اما از زمانی که آسو نیز به جرگه غیرقانونی ها پیوست مسائل سیاسی نیز شکل تازه ای گرفت و بخشی از جلسات به نقد و بررسی مسائل سیاسی پیرامون فعالیت ها پرداخته می شد.

بهتر است دولت برای امور اجرایی ابتدا به بررسی های کارشناسانه بپردازد و بازخورد و واکنش ها را پیشبینی نماید.

این بحث مقدمه خوبی بود برای شروع بحث جدیدی به نام: “حمایت دولت از برخی شبکه ها برای ریشه کن کردن شبکه ها!”

مطالب مرتبط را اینجا مطالعه نمایید.

۱ دیدگاه

سهمیه بندی استفاده از اینترنت

پس از سهمیه بندی بنزین و به مدت کوتاهی سهمیه بندی ازدواج موقت!! نوبت به سهمیه بندی استفاده از اینترنت رسید.

من دو خط ADSL داشتم، یکی توی خانه که اصفهان است و یکی هم در خوابگاه دانشگاه (البته کاملا شخصی است) یعنی من در هر دو صورت به راحتی به اینترنت دسترسی دارم. البته جنبه سرعت و پهنای باند بماند!

امروز از طرف شرکتی که پهنای باند برای خوابگاهم گرفتم با من تماس گرفتند. به هیچ عنوان فکر نمی کردم که قرار بر اینه که پورت از من گرفته شود!

 

مکالمه ما:

 

- من: بفرمائید؟

- شرکت: سلام خانم دانشور

(من زود شناختمشون) - من: سلام جناب … خوب هستید؟ ببخشید این چند هفته امتحان و مشغله زندگی! وقتی نگذاشت برای پرداخت بدهی

- شرکت: اختیار دارید، برای این موضوع تماس نگرفته ام. خواستم بگم می تونید تا 15 روز پورتتون را به ما بدهید؟

- من: من فردا پس فردا دوباره میام، احتیاج دارم. مگه اتفاقی افتاده؟

- شرکت: نه، ما پورت کم آوردیم. یک شرکت هم هست که خیلی عجله داره که تا اول مهر بهشون خط بدیم.

- من: آخه من هم احتیاج دارم، فرمودید تا کی؟

- شرکت: 15 روز، اگر این لطف را بکنید ما 15 روز بهتون پهنای باند مجانی میدیم!

- من: آخه مساله این نیست، بازم بابت دیرکردم معذرت میخوام.

- شرکت: شما بزرگوارید، ما به شما اطمینان داریم، عرض من فقط در مورد پورت هست. اگر لطف کنید تا 15 روز به ما اجازه تعدیل پورت را بدید ممنون میشم.

- من: چی بگم! چون شما احتیاج دارید من هم قبول می کنم.

- شرکت: خیلی ممنون. انشاالله کی ببینمتون؟

- من: من سی و یکم برمی گردم و سعی می کنم تا قبل از افطار بیام شرکت

- شرکت: بازم ممنونم، ببخشید مزاحم شدم. با من امری ندارید؟

- من: عرضی ندارم، خدانگهدار

 

 

هرچند تفاوت بین ADSL ایرانی! و اتصال تلفنی خیلی کم است اما برام خیلی سخته دوباره برگردم به همون وضع اولیه! من که نمی تونم با تلفن همیشه رو خط باشم. اینطور که بوش میاد استفادم از اینترنت با توسل به زور داره کمتر میشه. حالا که اینطور شد تعداد نوشته هام رو دوبرابر می کنم!

(4) دیدگاه

« داده های پیشین